الشيخ محمد آصف المحسني

81

متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى)

جز سكوت كارى ندارد و بگفتهء عربها ( يدرك و لا يوصف ) يعنى درك مىشود ولى قابل بيان نيست و ازين امور زيباشناسى جمال ، ملاحت نوع‌پرستى ، حس مسؤليت اجتماعى داشتن ، و خضوع در مقابل كمال ، و غيره مىباشد . وقتى اين موضوع دانسته شد ، مقصد ما هم روشن مىشود ، چه خداشناسى و علاقه بموجوديكه خارج قفس طبيعت و حلقهء ماده است ، در فطرت انسان خوابيده و وجدان انسان بان حكم مىكند ، و شايد قرآن مجيد به همين نكته دقيق اشاره مىكند ، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ( فطرت و سرشت خدائى كه مردم را بر آن فطرت آفريده ) منتهى فرقيكه مسألهء خداشناسى با مسائل ديگر فطرى و وجدانى دارد اينست كه خداشناسى همانطوريكه فطرى است عقلى نيز مىباشد و عقل مجرد نيز آن را اذعان ميدارد چنانچه از مطالب گذشته و آينده برمىآيد آرى فطرى بودن خداشناسى و خداپرستى يك امر مسلّمى است و بشر از اوايل ادوار حيات خود باندازهء ادراك خويش معتقد به خدا و معبودى بود ، و شايد زمان و مكانى نبوده و نخواهد بود كه در آن بشر خدائى را معتقد نبوده باشد و يا معتقد نشود . منتهى گاهى انسانها بواسطهء ضعف ادراكات و التباس حقايق بعوض خداوند آفريدگار ، خدايان موهومى و يا طبيعى و مادى را براى اقناع فطرت خود برگزيده‌اند .